![]() |
||||
|
|
||||
|
|
||||
|
|
|
|
|
|
chano dominguez مصاحبه با چانو دومينگوئز هنگامي كه در مقابل پيانو قرار مي گيرد با دستان توانمند خود صدايي را كه تركيبي از جز و فلامنكو مي باشد را با لحجه اي از جنوب اسپانيا خلق مي كند . علاقه او به موسيقي آنچنان است كه هرگاه در مورد آن به گفتگو مي پردازد ، آثار لبخند و عشق دلپذير به موسيقي در آن نقش مي بندد . بهره گيري از صدا و صوت زيبا در موسيقي او را به يكي از هنرمندان اسپانيا كه شهرت جهاني دارد تبديل كرده است
در واقع او با آلبوم
جديد خود در زمره موسيقي دانان بزرگ جهان نام گرفت . آلبوم جديد او با نام
چندي
پيش با انتشار خود
غوغايي در جهان موسيقي به پا كرد . او مصاحبه اي در مورد آلبوم جديدش انجام داده است كه شما را به خواندن آن دعوت مي كنيم طرح و پروژه اين آلبوم از كجا شكل گرفت ؟ طرح آن از سال 200 به همراه گروهي 6 نفره در دست اجرا بود . من به موسيقي الكتريك علاقه بسياري دارم و دوست دارم از آنها در كارهايم براي بوجود آوردن فضايي جديد استفاده كنم كارهايي كه تقريبا مي توان گفت از سال 1970 انجام نداده ام . از آن موقع تا به اكنون در كارهايم از سازهاي الكتريك استفاده نكرده ام . به همين خاطر تصميم گرفتم كه كاري متفاوت اجرا كرده و سازهاي الكتريك را براي بار ديگري در كار هايم ابداع كنم . لازمه اين كار تشكيل گروهي بزرگ بود كه خوب متعاقبا اين مسئله خود به خود كار را پيچيده تر مي كرد . قرار دادن و سازماندهي 10 موسيقي دان كه توانايي نوازندگي ، تمرين و ظبط را داشته باشند سغي و تلاش مضاعف مي خواهد . همچنين هنگامي كه براي ظبط به catalonia در اندولسيا رفتم متوجه شدم كه براي اين كار بايد در آنجا ماندگار شوم . در آنجا بود كه توسط نوازندگاني جوان كه همه مستعد و عاشق نواختن بودند محاصره شدم .
پايه و اساس كار ما بر روي گروهي متشكل از شش نفر شكل گرفت . اين گروه متشكل از افرادي جوان مثل libert fortuny كه با سبك خود نقش بسيار درخشان و بسزايي در نواختن ساكسيفون در اين آلبوم ايفا كرد او يك نابغه است و يا نوازنده چند سازه گروه mrina albero كه نواختن كيبورد ، ويبرافون و يا سازي مربوط به قرن دهم كه salterio نام داشت ، براي او فرقي نمي كرد بود . آنها تاثيري با سازهاي خود بر ذهن من گذاشتند كه به اين سادگي از ذهن من پاك نميشود . در كنار اين افراد jordi tonel حضور داشت . گيتاريسستي كه كاملا با سبكهاي جز و فلامنكو آشنايي دارد و بيشتر از اينكه در اين سبك ها بنوازد در سبك راك نوازنده است و از اين لحاظ شباهتهاي بسيار زيادي با من دارد . از ديگر افراد گروه ميتوان به diego urcola اشاره كرد كه در اين آلبوم تنظيمات و يادداشتهاي تحسين برانگيزي از جز لاتين ارائه كرده است در اين اجرا تفاوتهاي موسيقي جز ، فلامنكو ، راك و كلاسيك براي شنونده نمايان ميشود ؟ بله اين آلبوم اثري تلفيقي از اين سبك ها مي باشد و اگر كسي بر اين چهار سبك از لحاظ ساختاري تسلط داشته باشد مي تواند تفاوتها را احساس كند
هنگامي كه من به اندولسيا وارد شدم نوازندگان و مردم آنجا از نواختن من ابزار رضايت كردند و نامي براي من بر گزيدند اين نام new sound نام داشت به معني صدايي جديد ، بنابراين تصميم گرفتم كه اين نام يعني نامي كه به آن مشهور شده بودم هم براي خودم در اندلس و هم براي آلبوم خودم برگزينم . البته جدا از اين مورد من فكر ميكنم با اين گروه موسيقي من لحن و فضايي جديد دارد و همانند كارهاي گذشته من نيست . صرفه نظر از اين مورد كه من نوازنده جز هستم ، چيزي كه صداي ساز مرا تعريف مي كند رابطه اي هست كه با دنياي موسيقي فلامنكو دارم ، تعريفي كه ريشه در زندگي و تجربيات من دارد . موسيقي من ساختاري از فلامنكو مي باشد و با انواع سبك هاي موسيقي سازگاري دارد . ما فرمهاي موسيقي هاي مختلف را در كنار هم قرار داديم و صدايي نو بوجود آورديم . البته اين نكته را هم بگويم كه اين موسيقي در حسرت نواختن يك قطعه بداهه مانده است. پيانو زير بناي ساخت اين آلبوم مي باشد . شما در نواختن پيانو صاحب سبك هستيد ، ولي آلبوم جديد شما همانند آلبوم هاي قبلي از لحاظ سبكي نبود اين آلبوم را چگونه ساختيد ؟ خوب سبك من ريشه در فلامنكو دارد . به نظر من اين سازها نيستند كه فلامنكو را مي سازند بلكه فلامنكو مردمي مي باشد كه اين سازها را مي نوازند . گيتار سازي است كه قرنها پيش وجود داشته و تنها سازي بود كه دوستداران فلامنكو به آن دسترسي داشتند و به همين علت بود كه فلامنكو همراه با آواز و گيتار بوجود آمد . ولي در حال حاضر شاهد اين هستيم كه دوستداران فلامنكو به جز گيتار براي همراهي فلامنكو به سازهايي چون ساكسيفون و پيانو روي آورده اند اين بدان معني نيست كه فلامنكو عضوي اصلي از فلامنكو مي باشد . دوستدار فلامنكو كسي است كه مثل من باشد . من در cadiz متولد شدم و اولين ساز من گيتار بود . من در شهري بزرگ شدم كه موسيقي فلامنكو هميشه همراه من بود و حال هنگامي كه در جلوي پيانو مي نشينم فلامنكو را احساس ميكنم . فلامنكو چيزي بود كه مرا به شهرت و موفقيت رساند و در اينجاست كه cadiz د ر من ظاهر مي شود . من قادر هستم با پيانو بولرياس بنوازم چون با آن بزرگ شدم . من قادر هستم خواننده فلامنكو را همراه با پيانو همراهي كنم چون با هارموني و سبكهاي مختلف رقص در اسپانيا آشنايي دارم من در موسيقي فلامنكو فرم هاي زيادي از موسيقي را يافتم و آنها را استخراج كردم به خصوص كارهاي paco de lucia هارموني هاي زيادي دارد
اين موسيقي فضايي جادوئي دارد . من خودم هم نميدانم چطور به اين سادگي مردم و خود من توانستند با آن ارتباط برقرار كند . از بهترين هاي اين سبك paco de lucia – Jorge pardo- carlos benavent هستند كه خود من نيز پيرو آنها هستم . خوب اين را هم بگويم كه درك هر موسيقي به يك شيوه محدوده اي مشخص دارد شايد يك مخاطب در آمريكاي جنوبي با موسيقي من بيشتر از پاكو بتواند ارتباط برقرار كند
چه رابطه اي بين فلامنكو و جز قرار دارد ؟ آيا شباهتي با هم دارند ؟ با نگاهي اجمالي ميتوان گفت كه دو سبك موسيقي هستند كه هيچ وجه مشتركي ميان آنها نيست . اما اگر عميق تر نگاه كنيم هر دو آنها براي نيازهاي يك اجتماع بوجود آمده اند كه مجبور است خود را به نوعي نشان دهد شايد مهمترين شباهت آنها اين باشد كه هم فلامنكو و هم جز تركيبي دروني و ذاتي هستند . اين دو سبك مملو از آزادي و بداهه گويي مي باشند من هميشه ميگوييم كه در فلامنكو و جز در يك غالب و ساختار ميتوان به بداهه گويي رسيد موسيقي دانان فلامنكو احتياج به نواختن و خوانندگي در شب دارند نه در روز و دقيقا اين مورد را در موسيقيدانان جز نيز مشاهده مي كنيد
شما
30 سال خود را وقف اين موسيقي كرده ايد اكنون چه احسا سي داريد و چه چيزي
را در دست ساخت ؟ احساس مي كنم در دوره اي هستم كه ديگر زمان آرامش فرا رسيده است چون انسانهايي را يافته ام و با آنها نواخته ام كه موسيقي من را به طور كامل درك مي كنند . اين مرا براي نوشتن قطعات ديگر تحريك ميكند من با آرامش مي نويسم و براي مردم مي نوازم
اختصاصي
flamenconews.ir
|
درباره اركستر ملل
كامارون بي همتاست
هنر فلامنكو
|
All right reserved. copyright 2006 Flamenconews.ir استفاده از مطالب سايت فقط با ذكر نام و آدرس سايت مجاز مي باشد