![]() |
||||
|
|
||||
|
|
||||
|
|
|
|
|
|
گفتگو با نوازنده شهير موسيقي فلامنكو ، ويسنته آميگو ،به مناسبت انتشار آلبوم جديد قسمت اول
»» دانلود و بررسي آلبوم جديد ويسنته آميگو قابل ذكر است اين آلبوم بالاترين آمار دانلود رايگان فلامنكو نيوز را به خود اختصاص داده و بيشترين ايميل و تبادل نظر را از طرف خوانندگان سايت را به همراه داشته است . تعداد دانلود و ايميل هاي فرستاده شده براي سايت در 1 سال اخير بي سابقه بوده است .
" نمیدانم چرا برای این آلبوم اینقدر سرو صدا به پا شده ، انگار آدم مهمی هستم "
ویسنته آمیگو و گیتارش در کافه تریای هتل منتظر ما هستند . استاد این روز ها خیلی مشغول است و بیش از " دویست هزار تا " مصاحبه کرده ، یکی پشت دیگری و همه اش هم در مورد آلبوم داغ و جدیدش موسوم به “Paseo de Gracia” . این آلبوم شامل یک همکاری با تمام دوستان و همکاران است. هرچند الان صبح است اما استاد کمی خسته به نظر میرسد ، شاید به این خاطر که حس میکند باید باز هم همان جملاتی را به زبان بیاورد که این روزها و البته همین دیروز در مصاحبه با پانزده خبرنگار بارها و بارها تکرار کرده است . البته این شاید به نوعی ادای دین هنرمند به صنعت موسیقی باشد ، همان دستی که آلبوم هنرمندان را منتشر می کند . استاد خسته است اما با طراوت و شادابی خاصی به شرح ایده هایش در باب زندگی می پردازد : گیتار ، تنهائی و .... . سپس اوضاع کمی تغیر کرد و ویسنته روی صندلی جابجا شد ، گیتار را کنار گذاشت و صحبت موزیکال را قطع کرد . »» اوضاع و احوال بیماری تان این روز ها چطور است ؟ هنوز کاملا خوب نشده اما بهتر از روز اول است . یک ماه قبل تحت عمل جراحی قرار گرفتم و کلی زحمت کشیدم تا خودم را برای این روزها سرپا کنم که البته کار سختی بود چون بیماری به عصب سیاتیک هم سرایت کرده بود . در چنین شرایطی هیچکس نمی تواند در عرض دو هفته از تختخواب بیرون برود اما من موفق شدم . راستش را بخواهید تحمل آن وضع بسیار مشکل است ولی کار ها را باید انجام داد خصوصا که چنین آلبومی در دست تهیه باشد . حالا هم با تمام مشکلاتی که پشت سر گذاشتم ، اینجا هستم . »» پس از این به بعد باید خیلی مراقب خودتان باشید راه دیگری ندارم . ما گیتاریست ها کار سختی داریم ، میدانید که ، تمام روز باید بی تحرک روی صندلی بنشینیم و بنوازیم ، حال اجرا هرچه می خواهد باشد ،زنده یا ضبط . »» پس این نشستن های طولانی و بی تحرکی بدتر از همه است نگو و نپرس ! خصوصا که دکتر ها می گویند اگر بخواهم خوب بشوم باید یا راه بروم و یا بخوابم ، حالا فکر کنید که آنها مرا در چنین وضعی ببینند ! خدا کند که اوضاع خرابتر نشود . این ناراحتی کهنه سال ها مرا آزار می داد ، خصوصا در هفت - هشت ماه اخیر که دیگر غیر قابل تحمل شده بود ، منهم که ، خوب ، عضلات پشتم همیشه ضعیف بوده است .
»» شما برنامهی اجراهایتان را روشن کرده اید ، درست مثل اینکه .... خوب بله . خودم را می کشم و جلو می روم اما نمی شود که تعطیل کنم .... ، چه میدانم ، مثلا همین مصاحبه ها ، کی باید به جای من انجامشان بدهد . بعضی وقت ها واقعا نمیدانم چه بگویم . من که کسی نیستم .... نمیدانم چرا اینقدر دور من شلوغ است .... انگار آدم مهمی هستم . »» خوب ، پس چطور گیتارتان را آورده اید ، آیا کمی تمرین ؟ بماند . گفتم که ، کشان کشان خودم را به کارها می رسانم ، حالا مصاحبه ، حالا پاسخ به سوالات ، خوب ، کمی هم گیتار می زنم و فکر می کنم و همانطور گیتار به دست استراحت می کنم . »» همان ابتدای آلبوم با شنیدن صدای پاستوری میتوان دریافت که تمام این آلبوم شاهکار است .... راستی ؟ واقعا اینطور فکر می کنید ؟ من هم امیدوارم که صحبت شما درست باشد . خوب ، کمپانی از مدت ها قبل از من خواست تا آلبومی همراه با ستارگان میهمان تهیه کنم ، کسانی که سال ها تجربه را همراه خود داشتند و نتیجهی آن شد این آلبوم . من با خیلی ها کار کردم . زندگی هم خوشی دارد و هم ناخوشی .... همهی ما در مقاطعی با مشکلات و ناملایمات دست به گریبان شده ایم ، خوب ، باید از این قسمت های زندگی هم حرف بزنیم . این کار سبب می شود که شنونده خود را در آن موقعیت حس کند و ما به همین دلیل به آن پرداختیم تا زیبائی و خوشی را از دل تلخی های تنهائی و غصه استخراج کنیم . »» آیا در تهیهی این آلبوم اجباری هم درکار بود ؟ نه اصلا . منظور من از آن صحبت آنست که کمپانی از سال ها پیش فکر یک چنین آلبومی را در سر می پروراند . در واقع چون یک نفر آنقدر قدرت ندارد که به ادارهی همهی امور بپردازد پس نمی توان انتظار داشت که من به این موضوع هم فکر کنم و واقعا هم در فکر چنین کاری نبودم چون اجرای یک چنین برنامه ای به صورت زنده بسیار مشکل است با اینحال موقعی که شرایطش پیش آمد استقبال کردم و البته که کار جالبی درآمد. »» من چنین حسی را در آلبوم های مشترکتان با José Mercé و Remedios Amaya و Pele دیگران داشته ام .... اما این یکی بیشتر آلبوم خودم است ، مثل روشی در خواندن با گیتار یا همراهی ترانه با ملودی های من . آواز در اینجا زیاد است اما من در هر مرحله ای با آن حرکت کرده ام ، من و گیتارم و دیگران آواز . به عبارتی ، این آلبوم حرکتی جسورانه است چون هرچند به پاپ هم تنه می زند اما همیشه میداند کجاست ، همیشه میداند فلامنکو است و به آن وفادار می ماند و هارمونی و صداها همه به روش خودم بازمیگردد.
»» شما به عنوان یک گیتاریست از مکتب قدیمی در مورد Paseo de Gracia چه نظری دارید ؟ فکر کنم شبیه کار با مورنته است ، همه می گویند آن چیزی است که باید باشد . وقتی تانگوس می شنوید همان را می فهمید ، همین . این آلبوم واقعا تأثیر گذار است . »» اشعار در این آلبوم کمی بدبینانه تر از معمول است .... احتمالا باید دلیلی داشته باشد ( می خندد ) . زندگی هم خوشی دارد و هم ناخوشی .... همهی ما در مقاطعی با مشکلات و ناملایمات دست به گریبان شده ایم ، خوب ، باید از این قسمت های زندگی هم حرف بزنیم . این کار سبب می شود که شنونده خود را در آن موقعیت حس کند و ما به همین دلیل به آن پرداختیم تا تلخی تنهائی و غصه را به یک پایان خوش برسانیم . »» گیتار سوپاپ اطمینان است ؟ از نظر نوازنده جماعت ، گیتار یک زجر دل انگیز و دوست داشتنی است ولی با همین گیتار ارضا می شوند و شما را هم با یک زخمهی آن به رویا می برند. »» بولرو به یک دوست تقدیم شد به دوستم خوزه ماری که در کوردوبا به طبابت مشغول است ( در همین موقع ویسنته گیتار می نوازد ). این قطعه اصل است و طولانی که با گیتار الکتریک و همراهی ماندولین و ویولن و دیگر ساز ها نواخته شده ... و به کلی با دیگر قطعات که به فرزندانم تقدیم کرده ام فرق می کند . »» سال گذشته شایعات فراونی پیرامون همکاری های این آلبوم شنیده می شد . بعضی از نام هائی مثل Springsteenو Bonoو Pat Metheny یاد می کردند .... Bono که احتمالا به نام هتل اشاره می کند ، درست است ؟ ( میخندد ) راستش هیچ نظری ندارم . از این آدم ها فقط Pat Metheny را شخصا می شناسم . یک بار هم در استینگز هاوس به Springsteen معرفی شدم ، با آنهمه ریش و آن کلاه که به نردهی پله تکیه داده بود ... حالا هرچی ... اگر من با اینها دمخور هم بودم باز هم در این آلبوم کاری نداشتند ... چون من فلامنکو هستم . »» شاید چون شما کارهای بدیع می کنید مردم اینطور شایعات را درست می کنند... خوب ، نمیدانم چرا . شاید نمیدانند که تنها جائی که دارم همینجاست ( به گیتار اشاره می کند ) . به چنین شایعاتی اهمیت نمیدهم . تنها موضوع مهم کار من با ساز است و همه چیز در نهایت از درون همین رابطه بیرون می آید . »» Azules y Corinto قطعهی دیگری با تم و درونمایه گاوبازی است و شما آنرا نیز در لیست بلند بالای خود گنجانده اید .... این را به José María Manzanares junior تقدیم کرده ام . از صحبت با او فهمیدم که مثل پدرش لباس گاوبازی آبی و زرشکی دوست دارد بنابراین من هم این قطعه را blues and maroons نامیدم . »» از میان همکاران مورد علاقهی شما فقط Morante در این اثر غیبت داشت کاش بود ، او هم یک پدیده است . تصور کنید که اگر او هم می آمد دیگر چه می شد ، کسی چه میداند .... Alexis Lefèvre نیز همکاری قابل توجهی داشت . او شخصیت جالبی دارد ، خیلی مثبت است و یک ویولونیست که حساسیت هنری والائی دارد و فراتر از تمام روال های معمول حرکت می کند . همینکه سازش را شنیدم گفتم که حتما باید یک کاری با هم انجام دهیم و او اکنون اینجاست . این هم یکی از آن شگفتی های زندگی است. »» بخشی از گذشتهی شما در این آلبوم به چشم می آید اینها خاطرات خوب من هستند . خاطرات ما باید در هر کاری که می کنیم حضور داشته باشند ، ما از خاطرات درس می گیریم و به نوعی ارثیهی ما محسوب می شود. »» در Y Sera Verdad هیچ کس بیش از Alejandro Sanz دیده نمی شود از مدت ها پیش با کار با او فکر می کردم . یک شعری بود که به او تقدیم شد. می خواستم از درون فلامنکوی خودم به درون دنیای او نفوذ کنم . ما رفاقت عمیقی داریم و او هم فلامنکو را کامل می خواند. »» در مورد Jose Parra چطور ؟ ... اگر به خاطر شما نبود ما حتی نمیتوانستیم او را ببینیم .... او مدتی از دایره بیرون بود اما حالا بد نیست ، باز هم کار می کند . آدم خاصی است با تفکراتی خاص از آن آدم هائی که به راحتی می توانید بشناسید ، مثل خارجی هاست ( می خندد ) . از اینکه دوباره می بینمش خیلی خوشحالم ، واقعا عالی خواند . ادامه دارد ...
flamenconews.ir
اختصاصي
ارسال مطالب ، پيشنهاد و انتقاد flamenconews@gmail.com تماس آن لاين flamenconews_id@yahoo.com
منبع : |
All right reserved. copyright 2006 Flamenconews.ir استفاده از مطالب سايت فقط با ذكر نام و آدرس سايت مجاز مي باشد