گفتگو با نوازنده شهير موسيقي فلامنكو ، ويسنته آميگو ،به مناسبت انتشار آلبوم جديد

قسمت دوم

 

قسمت اول «

 

»» دانلود و بررسي آلبوم جديد ويسنته آميگو

قابل ذكر است اين آلبوم بالاترين آمار دانلود رايگان فلامنكو نيوز را به خود اختصاص داده  و بيشترين ايميل و تبادل نظر را از طرف خوانندگان سايت را به همراه داشته است . تعداد دانلود و ايميل هاي فرستاده شده براي سايت در 1 سال اخير بي سابقه بوده است .

قسمت دوم

 

» بولریاس او در Luz de la Sombra مرا به گذشته ها برد ، به قطعه­ی Gitano de Lucia .

این یعنی اینکه او همان اصل است ، همانطوری که شما هم می گویید . همان ایده اما تحول یافته ، همان چیزی که  چند سئوال قبل در مورد خاطرات گفتم . ایده هایی که بیست سال است  در سر من اینطرف  و آنطرف می روند . بعضی اوقات در رسیتال ها گوشه ای از آنرا در قالب یک چیز کامل می شنوید .

» این آلبوم پر از ویولن است ، چیزی در حدود آکاردئونی که در کاست قبلی بود

بله . Alexis Lefèvre نیز همکاری قابل توجهی داشت . او  شخصیت جالبی دارد ، خیلی مثبت است و یک ویولونیست که حساسیت هنری والائی دارد و فراتر از تمام روال های معمول حرکت می کند . همینکه سازش را شنیدم گفتم که حتما باید یک کاری با هم انجام دهیم و او اکنون اینجاست . این هم یکی از آن شگفتی های دلنشین زندگی است. به هر حال ما یک گروه هستیم خصوصا آنوقت که نوبت به کوارتت برسد .

» و در مورد Estrella چطور ؟

من رفتم گرانادا و او همراه با آلخاندرو یک تمرینی کرد اما به نتیجه نرسیدیم . شاید مشکل در رده بندی صدا ها بود و خلاصه اینکه نتوانستیم تصمیم بگیریم . آخرالامر پدرش گفت : " باز هم یک فکری بکنید ، بالاخره باید برای Estrella هم یک جائی پیدا کنید " . من این تانگوس را پیشنهاد کردم و آنها گوش دادند و همه چیز درست شد و همه راضی شدند. فکر کنم پایان خوبی هم برای این آلبوم باشد ، نظر شما چیست ؟

اینترنت چیز خوبی نیست ، وقتی روی خطی همه ازت خبر دارند و هیچ کجا نمی توانی فرار کنی . وقتی مردم عکس مرا روی پوستر می بینند به هم می گویند " های ! نگاه کنید ! ویسنته اینجاست ، در شهر ماست و می خواهد برنامه اجرا کند " . من خودم این را بیشتر دوست دارم تا اینکه هرکجا باشی بتوانند دنبالت بیایند ، خوب شاید من دوست نداشته باشم هرکسی بداند من در هر لحظه کجا هستم .

 

» بالاخره کار کجا به سرانجام رسید ؟

در کوردوبا ، منزل خودم . خیلی دوست داشتم کار ضبط و میکس را در Rocamador یا جای مستقل دیگری انجام می دادم اما آخرالامر این اتفاق در خانه­ی من افتاد و زیاد هم بی سر و صدا نبود . امسال از خیلی بابت ها سال سختی بود . نمی توانستم همه کارها را در یک مرحله ضبط تمام کنم . گیتار ها را یک سال قبل نواخته بودم و همانطور که گفتم ، اتفاقات متعددی رخ داد و مرحله­ی آخر ضبط را به تأخیر انداخت .

» آیا می توانید برخی از آنها را توضیح دهید ؟

اول از همه حال روحی خودم بود که سبب وقفه شد . بعد از آن ، درگیر اسباب کشی به خانه­ی جدید بودم و چند ماهی را بالاجبار در یک خانه­ی استیجاری گذراندم . حالا تمام اینها را اضافه کنید به ازکار افتادگی های چند ماهه ای که هنوز هم باید بابت آن استراحت کنم .

» اجرا های زنده را چه خواهید کرد ؟ رافائل دو اوتررا هم خواهد بود ؟

تقریبا ... باید ببینیم او و میگوئل اورتگا چه برنامه ای دارند ولی باید اعتراف کنم که من نمی توانم همه­ی همکاران آلبوم را دنبال خودم به این اجرا و آن اجرا ببرم ( می خندد ) . بالاخره یک طوری می شود .

» شما به داشتن روش خاص خودتان در ضبط البوم شهرت دارید . در این مورد کمی توضیح دهید

از لحاظ فنی این منطقی ترین روش است اما با اینحال گاهی نمی شود به طور قطع تصمیم گرفت که آیا در یک مرحله ضبط کنیم بهتر است یا به صورت مکرر مثلا هشت بار یا دو تا سه برداشت داشته باشیم و کار را تمام کنیم . من همیشه تلاش می کنم که راه درست را انتخاب کنم ، هرچند این فکر کردن ها گاهی یک کم وقت می گیرد اما برای من که کمی وسواسی ام این بهترین راه است .

چطور نسبت به مانولو قدر شناس نباشم ؟ ... من در خانه­ی او زندگی کرده ام ، نواختن آموختم و یادگرفتم برای خودم کسی باشم ! حالا چطور می شود که نسبت به مانولو سانلوکار بی تفاوت باشم ؟ من به او آویخته بودم ، شاید تعریف احمقانه ای باشد درست مثل یک چیز مزاحم ، راه دیگری برای شرح آن نمیدانم . اگر پدرم هم باشد همین را می گویم ، درک میکنید ؟

 

» حالا این به معنای بحران اقتصادی است یا چیزی غیر از آن ؟

میتوانم با صدای بلند فریاد بزنم که آری بحران است ! همه ی ما آنرا حس می کنیم . پس از انکه آمدند و کاست شمارا دزدیدند می برند روی شبکه و خیلی ها بجای خریدن آلبوم  دست به دامان اینترنت می شوند و از این رو هنرمندان مجبورند مدام اجرای زنده داشته باشند .  این بحران واقعا مهم است و خصوصا به صنعت و فرهنگ صدمه می زند .

» آمیگو های کوچک چطورند ؟

خوبند ... همین اطراف می پلکند . الان گیتار نمی نوازند و به جای آن ، به پیانو پرداخته اند و هرچند به استعداد آنها ایمان دارم اما باید بگویم که هنوز برای اظهار نظر زود است . بعد هم همه اش با کامپیوتر سروکار دارند و اینترنت . من اصلا از این اینترنت خوشم نمی آید.

» اما چطور است که شما را روی فیس بوک  می بینیم ؟

بله ، اما این کار یکی از دوستان است من نبودم ... ( می خندد )  . من حتی تلفن موبایل هم ندارم . اینترنت به نظرم چیز خوبی نیست ، وقتی روی خطی همه ازت خبر دارند و هیچ کجا نمی توانی فرار کنی . وقتی مردم عکس مرا روی پوستر می بینند به هم می گویند " های ! نگاه کنید ! ویسنته اینجاست ، در شهر ماست و می خواهد برنامه اجرا کند " . من خودم این را بیشتر دوست دارم تا اینکه هرکجا باشی بتوانند دنبالت بیایند ، خوب شاید من دوست نداشته باشم هرکسی بداند من در هر لحظه کجا هستم . آنوقتی که حتی از تلفن موبایل هم پرهیز کردم یک کمی تردید داشتم ، گفتم های! حالا موبایل تمام ، میخواهم گیتار بزنم . استودیوی من شبیه یک دفتر به نظر می رسد که پر از شلوغی است و آرامشی را که می خواهم  پیدا نمی کنم .

» یک سال قبل گفتید که میخواهید موسیقی بخوانید

آره ، اما به روش خودم ... یک تعدادی کتاب انتخاب کرده ام و در کنار ضبط کارهایم به ان می پردازم اما بیشتر دوست دارم بدانم تنظیم و تصنیف موسیقی برای دیگر ساز ها چطور است .

» در این زمینه ، استاد شما مانولو سانلوکار یک متخصص حرفه ای است .

بله مطمئنا همینطور است . او نیمی از زندگی اش را صرف تصنیف فلامنکو روی صفحات نت کرده و در این روال واقعا که پیشرو است .

» چند ماه پیش از ناامیدی سخن گفته و قدرنشناسی شما چون فقط به پاکو دلوسیا به عنوان استادتان اشاره کرده بودید .

با همه­ی احترامی که برایش قائلم باید بگویم که اینطور نیست . ( نواختن را  قطع می کند ، گیتار را کنار می گذارد و بی صدا روی صندلی اش جابجا می شود ) هیچ از گفتن این مطالب شرم نکرد .... منهم آنگاه که این موضوع را فهمیدم بسیار دلگیر شدم . چطور نسبت به مانولو قدر شناس نباشم ؟ ... من در خانه­ی او زندگی کرده ام ، نواختن آموختم و یادگرفتم برای خودم کسی باشم ! حالا چطور می شود که نسبت به مانولو سانلوکار چنین بی مهری کنم ؟ من به او آویخته بودم ، شاید تعریف احمقانه ای باشد درست مثل یک چیز مزاحم ، راه دیگری برای شرح آن نمیدانم . اگر پدرم هم باشد همین را می گویم ، درک میکنید ؟ خوشش بیاید یا نه کدام گیتاریست را میشناسید که به مانولو سانلوکار و پاکو دلوسیا مدیون نباشد ؟

» دوست دارید به چه کسی ضبط کنید ؟

با Potito ، شک نکنید . هرچند پیشتر کارهائی با هم کرده ایم با اینحال حس می کنم دوست دارم باز هم همکاری کنیم البته اینبار در یک کار جدی تر چون واقعا خواننده قابلی است ، همه چیز تمام است . دوست دارم در تجربیاتش شریک شوم . اگر بخواهد بازنشسته شود خوب ، خدا به همراهش ، اما او شخصیتی فراتر از این صحبتها و زندگی های معمولی دارد .

» Potito برگرد ، ما به تو احتیاج داریم !!!!

اما به شما خواهد گفت که هیچوقت صحنه را ترک نمی کند پس بازنشسته نمی شود . او فکر هایش را کرده و یقینا از این موضوع خوشنود است .

» یک وقتی گفتید که تنهائی جای بخصوصی است . آنجا کجاست ؟

درست همینجا ( به سرش اشاره می کند ) اما در دل هم هست . بعضی اوقات اتفاقات مارا بر هم می ریزد . آنهم به نوعی تنهائی است . یک چیز هائی هست که همیشه من و شما و همه را آزاد می دهد و ما باید یک طوری بر آن مسلط شویم اما خوب ، هرچه باشد در اعماق وجودمان رسوخ می کند .

» شادمانی از نظر شما چیست ؟

( به سقف نگاهی می اندازد و باز نگاه جدی خود را به مقابل می گرداند ) ... شادمانی .... حسی است که همه چیز را عوض می کند ، همه کس را ... وقتی عاشق کسی می شوید ، حس شعف می کنید و از ترس و واهمه می رهید ... و لحظات فراوانی مثل این در زندگی وجود دارد . انواع دیگری هم هست ، از نوع بد .. اما راه معین و هوشمندانه ای برای ارائه تعریفی دقیق از آن وجود ندارد و فقط باید لحظات خوش را درک کرد .... صحبت در مورد این چیز ها گاهی خیلی سخت است .

متشکرم استاد ....

پايان

 

 

 

 

flamenconews.ir                اختصاصي    
flamenconews@gmail.com علي مازندراني

 

 

 

ارسال مطالب ، پيشنهاد و انتقاد                  flamenconews@gmail.com

تماس آن لاين                                   flamenconews_id@yahoo.com

 

 

منبع :
www.esflamenco.com
date:1388/1/
20

 

All right reserved. copyright 2006 Flamenconews.ir استفاده از مطالب سايت فقط با ذكر نام و آدرس سايت مجاز مي باشد