![]() |
||||
|
|
||||
|
|
||||
|
|
|
|
|
|
آشنايي با نينو ريكاردو Nino Ricardo به دنبال کسب امتیاز و جایزه گرفتن نباشید .... این فقط ذات است و شخصیت ، نه چیز دیگر .... Nino Ricardo
گیتار فلامنکو بدون او نمیتوانست چیزی باشد که امروز هست . به همین سادگی ، او نابغه ایاست که به هيچ عنوان در محدودیت های بشری نمی گنجید . شک ندارم که ریکاردو نابغه ای بود در نوع خود ، صدای گيتارش به هنگام نواختن سگریاس یا بولریاس براي كساني قابل شنيدن است که راه او را با قلب و روح خود و با سرسختی دنبال کرده اند که البته فقط تقلید از اصل است . هرچند تفکر خلاق او در اجرای ریتم و هارمونی هنگامی پدیدار می شد که بر ساز پنجه می زد اما خود چیزی فراتر از آن بود . فراتر از آنچه می نواخت و می شنیدیم ..... ، دقیقتر بگویم ، نبرد میان او و گیتار شبیه همان است که بین خواننده و آواز وجود داشت . حس موسیقی او چنان بود که تمام نقص های فنی را به نقطه قوت بدل کرد . گاهی اوقات شنیده ام که برخی گیتاریست ها می گویند " اگر ریکاردو چنین و چنان میزد بهتر بود " . مسخره است ! ریکاردو تکنیک های مورد نیازش را خود خلق می کرد ، نه ذره ای بیشتر و نه کمتر . آیا اگر او هم دقیقا مثل بقیه نوازنده ها تمام میزان ها و آرپژ ها را تکرار میکرد آنوقت درست می شد ؟ دیگر چه بین ریکاردو و دیگران متفاوت می ماند؟ شک دارم که درست باشد . با نگاهی به گذشته می گویم شاید سابیکاس فراتر از یک گیتاریست بود اما ریکاردو چیزی فراتر از فلامنکو بود. بدون او گیتار فلامنکو هیچوقت آنچیزی که امروزه هست نمی شد ؛ به همین سادگی . ریکاردو سولئا ، فانداگو ، سگریا و بقیه فرم ها را برای همیشه تغییر داد . درست مثل اینکه مسیر جدیدی برای یک رودخانه درست کنید . کاری که فقط از نبوغ برمی آید . رامون مونتویا ، سابیکاس ، پاکو دلوسیا و خیلی های که بعد ها آمدند و خواهند امد نیز نبوغ دارند؛ هنر مثل مسابقه رالی است و جوانان با توانائی های خود از دیگران سبقت میگیرند . خاویر مولینا و رامون مونتویا پایه هائی اند که ریکاردو فنون خود را بر آن بنا کرد . حالا مانولو و هوئلوا با آن پیکادو های ریتمیک سرشار از صوت فلامنکو جای خود دارند . ریکاردو در تعقیب پیشکسوتان ، جرقه ای خلاق بود و آنچنان بنائی برافراشت که پس از او چه اسپانیائی و چه غیراسپانیائی به تقلید از « مکتب ریکاردو » پرداختند و بدین ترتیب ، افق نوازندگی گیتار بکلی تغییر کرد .
اصالت در آثار او موج میزند ، صدائی بی همتا و متفاوت از هرآنچه تاکنون شنیده شده است . معتقدم هرچه در آلبوم های او بشنوید هیچوقت حس اجرای زنده را درک نخواهید کرد چراکه دیدن و شنیدن او تجربه ای غیرقابل وصف است . او در همراهی با پاستورا و توماس پاوون ، پپه پینتو ، مانولو کاراکول ، پپه مارچهنا ، ال گلوریا ، والدرانا ، مورنته ، لبریخانو ، آنتونیو ماریهنا ، شاید رامون مونتویا و البته بسیاری دیگر از خوانندگان نواخته است . یک نفر باید بیاید و این آمار و اسامی را جمع آوری کند ، بالاخره این اوست که نه تنها با اغلب خوانندگان مشهور معاصرش بلکه با خیلی از آوازه خوان های نه چندان معروف گیتار نواخته است . انگشتان او چنان حرکت میکرد که ناخن هایش هیچوقت جز آن هنگام که روی میز بار قرار میگرفت یا لیوان نوشیدنی را نگه میداشت دیده نمی شدند . می گفت " ناخن های لعنتی " . آنها اغلب می شکستند و شاید بر آن صدای خاص اثر میگذاشتند اما صدا صدای مخصوص او بود ، صدای ریکاردو . خود بخاطر می آورد که مونتویا به او گفته بود " نمیتوانم مجسم کنم که چطور با این دست ها گیتار می نوازی " ، و او پاسخ داده بود : " خودم هم همینطور " . باید بگویم حس شوخ طبعی نینو ریکاردو نیز به مذاق همه خوشایند نبود . هروقت هم چیزی به او الهام می شد چنان دران غرق میشد که دیگر نه خویش می شناخت و نه بیگانه . پس از عمل جراحی گلو دچار گرفتگی صدا شد و در پاسخ به احوالپرسی دوستان و اقوامی که در لفافه به او می گفتند شاید صدایش رااز دست بدهد می گفت : بله اما هنوز مانده تا ...
استبان د سانلوکار میگفت وقتی که هردو جوان بودند با Melchor de Marchena پی درپی مینواختند .در یکی از بدترین این شبها که پس از میگساری در یک میهمانی ناخن شصت Melchor را در خواب چیدند . هنگام اجرای برنامه در تئاتر ، ساز melchorصدای زشتی میداد و همه از نگاه او به این دو نفر به خنده افتادند. بعضی وقت ها ها همه چیز طور دیگری بود ، آن هنگام که ریکاردو اعتماد به نفس خود را از دست میداد . فیلیکس د اوتررا یکی از بزرگترین طرفداران و پیروان او از روزی میگوید که دو نفری د رمنزل ریکاردو قدری مشروب نوشیدند . ریکاردو سپس قدری گیتار نواخت و اوتررا به تشویق و تمجید او پرداخت . ریکاردو بارها و بارها پرسید : " آیا واقعا خوب بود ؟ " استادی که روی صحنه آنطور می نواخت حالا به خود بی اعتماد شده بود. فلیکس با اصرار و پافشاری به ریکاردو دلگرمی داده بود اما استاد دست بردار نبود و عاقبت فلیکس ممجبور شد بگوید " صاعقه مرا بکشد اگر دروغ بگویم !" ریکاردو در این هنگام متقاعد شد و سپس هردو گریستند . پاکو دلوسیا هم پس از مدت های طولانی پیروی از مکتب ریکاردو ، روش خود را تغیر داد . در واقع آن روزی که سابیکاس در نیویورک به مرد جوانی گفت : " افکار خود را دنبال کن و همان را بنواز " از آن روز بود که دیدیم پاکو دروازه های درون خود را گشود و نبوغ سرشار خود را آزاد کرد و فلامنکوئی نواخت که بی نظیر بود . او گیتار را پشت و رو کرد اما هرآنچه ساخت بر زیربنائی استوار بود که از ریکاردو داشت ، هرچند ریکاردو به چشم نمیآمد با اینحال هرآنچه بود بر همان استوار بود . پاکو دلوسیا بی شک دریای بیکرانی از انواع سلیقه ها گیتاریست هائی را پرورش میدهد که « جیپسی تر » و یا « فنی تر » باشند و بر ساز تسلط بیشتری بیابند . شک دارم از نسل بعدی ریکاردو کسی سخاوتمند تر – به معنای واقعی کلمه – از Manuel Serrapi بیابید ، با اینهمه دانش موسیقی و آواز فلامنکو .
flamenconews.ir
اختصاصي
ارسال مطالب ، پيشنهاد و انتقاد flamenconews@gmail.com تماس آن لاين flamenconews_id@yahoo.com
منبع : |
كليد قلعه جادويي
فلامنكو
پدرو سیه را
Iran Flamenco Artist
مصاحبه با حسن نجف نقد و بررسی
کنسرت
پالو هاي فلامنكو 1 Flamenco roots
ريشه هاي فلامنكو 1
Flamenco Info
هنر فلامنكو
|
All right reserved. copyright 2006 Flamenconews.ir استفاده از مطالب سايت فقط با ذكر نام و آدرس سايت مجاز مي باشد